عشق و گل

عشق ميتونه عادت باشه. ميشه انقدر نشست و گفت دوست دارم دوست دارم دوست دارم تا شايد طرف مقابل رو دوست داشت. شايد با هر کس که باشی بتونی دوستش داشته باشی و کم کم بهش عشق بورزی.اينجوری عاشق يکی نشد عاشق يکی ديگه ميشی ...اتفاقی که برای هممون ميافته. 

ولی وقتی يک نفر رو به دلت واقعا راه دادی و تخم دوستيشو تو دلت کاشتی و آبش دادی و دورش تجير کشيدی که شبا حيوونهای وحشی بهش حمله نکنن و باد خرابش نکنه اونوقت اين موضوع از عادت فراتر ميره اون گل ديگه مثل گل های ديگه نيست .

کاشکی انقدر گلها مغرور نبودن.

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی

"تو صاحب هزار کرور زنگوله میشی، من صاحب هزار کرور فواره."

سمن

عشق با دوست داشتن فرق ميکنه.عشق عادت نيست.هميشه باهاته و تازه است و يادش دلتو ميلرزونه.

نفیسه

تو یه زندگی واقعی ، عشق نمی تونه تکرار پذیر باشه..که اگه شد بدونی عشقت ، عشق نیست...ادعایی بیش شاید اسمش رو نشه گذاشت ...

taiss

ماه در مياد که چی بشه ميخواد عزيز کی بشه نمی دونه تو ماهی ..........بجای اون نشستي

سمن

آخه گوگولی من که هميشه تو رو تحويل ميگيرم . دوست دارم.

azadeh:)

midooni chand vaghte up nashodi?nemigi

تو که هنوز آپديت نکردی! دهه!!

:)

ya kaament baraat gozaashtam roo neveshteye ghablit yaadet nare bekhoonish