خداحافظ کیمیاگر

سلام :)

همونطور که همه چی شروع میشه...یک روزی هم حتما تموم میشه. مدتی بود این کیمیاگر تموم شده بود و من نمیخواستم باور کنم. ولی به قول قدیمیا " شتر سواری که دولا دولا نمیشه" بالاخره یک روزی منتظر بودم و رسید تا با واقع بینی تصمیم بگیرم در اینجا رو ببندم.

خالا وقتشه . داشتم میخوابیدم که انگار بالاخره کشف بزرگ انجام شد . بیدار شدم و گفتم اگر اینو ننویسم نمیشه .

میخواستم درباره تو هم بنویسم. میدونی اینجا بدون نوشتن درباره تو نمیتونست تمام بشه. نوشتنی که مدتهاست جلوش گرفته میشه ! نه که حالا از قصد ! ولی نوشته ام دیگه از دفترم به اینجا منتقل نمیشدن . شاید چون دیگه حتی رده پاها تم حس نمیکنم از این طرفها بگذره. به هر حال حتما کلی بزرگ شدی و وقت نداری. همیشه به یادت بودم . نمیدونم هیچ وقت فهمیدی که حتی امسال هم به رمز تولدتو تبریک گفتم ! میدونی خیلی روزها با من بودی و این برای خودم جای تعجب داشت . امیدارم خوش و خرم باشی.

ولی من خوشحالم. و با خوشحالی دارم این تصمیم رو میگیرم. حداقل اگه خیلی سئوالها رو نتونستم دربارش جواب پیدا کنم اگر بارهای زیادی به زمین خوردم و هیچ کس نبود تا کمک کنه از رو زمین بلند بشم ولی مطئمنم که یکی از سئوالها بزرگ شو فهمیدم. یادته چقدر برات مهم بود که من آیا عاشق تو ام ! یا عاشق عشقم ! الان مطمئنم که عاشق تو بودم و تو بودی که عشق رو برام معنی میکردی و این به تنهایی خیلی برام ارزش داره . اما چه سود .شاید دیر فهمیدم . شایدم بهتره که دیر فهمیدم. به هر حال همیشه خودم تکرار میکردم که " از بخت یاری ماست شاید که آنچه میخواهیم به دست نمی آید یا از دست ما میگریزد"

خوب بهتره برای رفتن زیادی داستان نچینم. بالاخره هیچ رفتنی خوشحال کننده نیست. خوبیش خاطرات خوبشه که به خاطرات بدش میچربه. و هیچ وقت نباید یادم بره که "همیشه یک جای کار میلنگه "

/ 11 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Azadeh:)

...

Azadeh:)

bebakhshid pooyaa joon aslan nemitoonam injaa baraat chizi benevisam . aslan dast va delam nemire hichi begam. ... too khooneye jadidet baraat ye kam neveshtam. ki midoone golam, shaayad ye roozi narmie labhaash ro hes koni ke baa ye booseye shirin behet migan too donyaaye be in sardi ke hame too daroone khodeshoonan yeki hast ke to baraash fargh mikoni. yeki ke vaghti mikhandi hameye moshkelaatesh hal mishan. midooni man hamishe oonghadr omidvaram ke agar hes konam raahi vojood daare taa tahesh beram. shaayad to ham ye rooz raahesh ro peidaa koni

Azadeh:)

nemidoonam taa haalaa behet gofte bodam yaa na? vali man kheili aasheghe in do taa tike hastam: "از تو هم بگویم ؟ و تو مانده ای تنها و تو خوانده ای بارها سرود بی من بودن را و چشمانت که همیشه با من میگویند که راز دریا شدن را مدتی است نیک یافته اند . و لبهایت گر چه خشکی زنده اند -همچون لبهای من از نبوسیدن رویت- و دل تو - و بیشتر شاید دل من - چگونه این چنین میجوشد ؟ مرا در خود ذوب میکند -بارها کرده است- کاش جهنمی میساختم ..آنجا میشد با هم زیست ...فرای زمان و مکان... اشکهایم سرازیر شدند تپشی که من میگوید تو خواهی آمد - من خواهم آمد -" "و حال مدتها ميگذرد و من پس از مدتها دريافته ام که خوشحالترين هستم و اگر خوشحالترين نباشم يكي از خوشحالترينها نه سرمايه كلاني دارم نه ماشيني نه خانه بزرگي تنها دلي دارم كه بي زمان ميگويد دوستت دارم ! و من ديگر تنها نيستم (معنيش عوض شده !) و هن

دذنتذلت.مرلاز

دذئئئ ئدئد نذات ذتملغارذتتلانهت

aabere piaade

kaash bar gardi dobaare beigi salaam salaam ( delam baraat tang shode azi che zood gozasht pooyaa:) cha zood gozasht az oon vaght ke aabere piyaade baahaat khodaafezi kard bebin man delam neyooman baahaat khodaahaafez bemoonam khob to ham bargard dige..

azadeh

:) mesle inke faghat manam ke miyaam injaa minevisam mikhaastam begam too onn khooneye ghadimit ye chizi neveshtam boro bekhoon lotfan baashe?merci

Pouya

khoneie ghadimi ?! pir shodam !:D kodomo migi ?

Azadeh:)

ey piremard :D:D oldkimiyagar ro migam baalaam joon;)

بيماری نه يک آغاز بلکه امتداد يک اتفاق است سايت شفای نورانی راه اندازی شد .

اين که هر چيزی يه وقتی تموم ميشه خوب حق داری. چون خودم اينو بهت گفته بودم. ولی تقصير من نذار رفتن‌تو. همونطور که اومدنتو انداختی تقصير من.